پیشرفت شغلی در جهان مسطح از کدام مسیر می‌گذرد؟

در روزهای آغازین سال ۹۵ قرار داريم و تنها ۶ سال ديگر به آغاز سده‌ی ۱۴۰۰ باقی است. سده‌اي که پيش‌بيني مي‌شود در آن شاهد تغييرات بسياري در شيوه‌ي کار و زندگي باشيم.
در طول دهه‌ي گذشته فن‌آوری اطلاعات و پديده‌هاي آن مانند شبکه‌هاي اجتماعي، ارتباطات همراه، بانک‌هاي اطلاعاتي گسترده و چند جانبه، پردازش‌هاي ابري و… که در اختيار ما قرار گرفته، موجب دگرديسي اين جهان به جهاني يک‌دست گرديده است که در آن بيش از هر زمان ديگري همه‌ي چيزها با همه‌ي افراد پيوند خورده‌اند: يک جهان مسطح!
اما در اين جهان مسطح، وضعيت مشاغل چگونه است؟
انتظار می‌رود در اين شرايط، دسترسي کارفرمايان و افراد جوياي کار به يکديگر ساده‌تر از قبل فراهم شود و رقابت‌ها هم در زمينه‌ي کسب شغل‌هاي جديد و هم در مورد جذب کارکنان مستعد، بيش از گذشته و اين بار در سطح جهاني به‌وجود آید.
البته بايد هشيار بود که اوضاع به اين بدي هم نمي‌ماند و سخت‌تر هم مي‌شود! زيرا افراد بايد در آينده علاوه بر رقابت در سطح جهاني، با ماشين‌ها و روبوت‌ها که هر روز هوشمندتر مي شوند نيز رقابت کنند.
در جهان آن‌سوي ۱۴۰۰ کارفرمايان بيش از هر وقت ديگر به استفاده از سيستم‌هاي هوشمند و روبوت‌ها و جايگزيني سريع کارکنان روي خواهند آورد و ادامه مطلب

۶ شاخص کارآمد بودن یک فرهنگ

۶ شاخص کارآمد بودن یک فرهنگ

روز دوشنبه پانزدهم مهر ماه سال ۱۳۹۲، گردهم آیی “خانه‌ی مدیران” میزبان ِ محمود سریع‌القلم با عنوانِ “فرهنگ و کارآمدی” بود. آقای سریع‌القلم ابتدا با بیان برخی از انبوه ِ مشکلات ِ اجتماعی و فردی ما ایرانیان، به کهنه بودنِ افکار ما اشاره کرد و ریشه‌ی آن را فرهنگی دانست و در ادامه راه حل‌های خود را برای حل مشکلات فرهنگی ارایه داد.  چکیده‌ای از سخنان ِ محمود سریع‌القلم:

نحوه‌ی برخورد دستگاه‌های اجرایی با عامه‌ی مردم، روش رانندگی شهروندان، وضعیت فرودگاه‌ها و جاده‌های کشور… برخی مصادیقی هستند که نشان می‌دهند افکار ما و روش برخورد ما با مسایل قدیمی است.

ما تکنولوژی‌های جدید و به روز داریم اما هنوز مشکل داریم و نحوه‌ی مدیریت‌مان کهنه است. چون افکارمان قدیمی است. و دلیل آن این است که کشور ما یک کشور بین‌المللی نیست. مدیران و کارگزاران و سیاست‌گزاران  ما اندیشه‌ی بین المللی ندارند. دلیل بین‌المللی نبودن‌مان این است که ما به عنوان یک جامعه هنوز تصمیم نگرفته‌ایم که توسعه پیدا کنیم و از نظام بین‌الملل تاثیر بگیریم و تاثیر بگذاریم.

یک نمونه از کهنه بودن افکار در جامعه‌ی ما این است که برای بسیاری نظام بین‌الملل به معنای امریکا و اسراییل است؛ اینها تفکرات دهه‌ی ۶۰ میلادی و افکار چپ و کمونیستی است که مانع ورود ما به دنیای جدید و استفاده از فناوری و تولید ثروت می‌باشد… دنیا فرصت و محلی ست برای کار و فعالیت و اثر پذیری و اثر‌گذاری…

مهم‌ترین هدف حکم‌رانی تولید قدرت و ثروت برای کشور است، هر هدف دیگری حاشیه‌ای است. تولید قدرت و ثروت به منظور فراهم کردن قدرت چانه‌زنی کشور و افزایش کیفیت زندگی مردم… بنابراین در این روزهای جدید پیش آمده در کشور،  نیازمند تغییر افکار و پارادیم شیفت هستیم. به عنوان مثال باید از منظر علمی و به دور از ملاحظات سیاسی بررسی کنیم که اگر برنامه‌ی هسته‌ای قدرت و ثروت ملی به همراه ندارد، تغییرش دهیم و به برنامه‌ی دیگری مثل برنامه‌ی افزایش توان دریایی روی آوریم که پتانسیل بالایی داریم و حساسیت بین‌المللی نیز نخواهد داشت…

با تغییر پارادایم فکری می‌توانیم با دنیا کار کنیم و در نتیجه فرصتی برای حاشیه‌سازی نخواهیم داشت و به مزیت نسبی خود می‌اندیشیم و در صحنه‌ی بین المللی اثر گذار خواهیم بود…

مانع بزرگ ما ایرانیان در این راه مسایل فرهنگی است… فرهنگ عمومی و مدنی جامعه در حوزه‌ی توسعه به معنای فرهنگ کار جمعی است…

در این بخش شاخص‌های کار‌آمدی را ذکر می‌کنم:  ادامه مطلب

نگرش سیستمی… هنر دیدن تصویر بزرگ

نگرش سیستمی… هنر دیدن تصویر بزرگ

وقتی که خیلی جوان بودم همیشه دلم می خواست که یک فضانورد بشوم. حتی در دوره‌ی آخر دبیرستان درس‌های مربوط به نجوم و فضانوردی را انتخاب کردم تا خودم را برای شغل آینده‌ام آماده سازم. اما بعد در دام تئوری سیستم‌ها اسیر شدم و آینده‌ی شغلی متفاوتی برایم به‌وجود آمد. اما هنوز هم به شدت مدهوش تجربه بودن در فضا هستم، رویایی که با اولین تصاویری از زمین که ماهواره‌ها مخابره کردند، تشدید گشت.

به همین علت بود که چند سال پیش زمانی که یک فضانورد به نام راستی شویکارت ( شخصی که به عنوان فضانورد در سفینه آپولو ۹ که در ماه مارس ۱۹۶۹ میلادی مدار زمین را پشت سر گذارد، حاضر بود) در دوره‌های رهبری ما شرکت کرد، برای من بسیار مسرت‌بخش بود. راستی به من گفت که بسیاری از فضانوردان زمانی که به زمین باز می‌گردند در بیان احساس خود از هنگامی که سیاره‌ی ما را از بالا نگاه می‌کرده‌اند، دچار مشکل می‌شوند. خود او به مدت پنج سال با این مشکل روبرو بوده است تا بالاخره بتواند الفاظ مناسبی برای بیان احساس خود بیابد.

در تابستان سال ۱۹۷۴ از او دعوت شده بود که در اجتماعی تحت عنوان فرهنگ سیاره‌ای سخنرانی کند. پس از بررسی راه‌های مختلف بیان تجربه خود، در نهایت او به این نتیجه رسید که نمی‌تواند سرگذشت خود را به عنوان داستان خود تعریف نماید چرا که در حقیقت این مطلب داستان ما بوده است. او متوجه شد که وی و دیگر فضانوردان، در حقیقت دستگاه حسی نوع بشر را توسعه بخشیده‌اند. درست است که او با چشم‌های خود نگاه می‌کرد و با حواس خود حس می‌کرد؛ اما در حقیقت چشم‌ها، چشم‌های ما و حواس، حواس ما بوده‌اند.

آن‌ها اولین افرادی بوده‌اند که زمین را از بیرون از جو آن تماشا می‌کرده‌اند، در حقیقت ادامه مطلب