معرفی یک کتاب: نیروی همدلی

معرفی یک کتاب: نیروی همدلی

 همدلی، سبکی تربیتی نیست. کاری است که به طور معمول و ناخودآکاه درمواجهه با دوستان، خواهر و برادران و یا همسرمان به خصوص وقتی با مشکلی مواجهه هستند انجام می‌دهیم، سعی می‌کنیم خود را در موقعیت آن‌ها بگذاریم تا مشکل‌شان را بفهمیم و همراهی‌شان کنیم.

کتاب «نیروی همدلی» نوشته‌ی: کارین دی هال، ملیسا کوک که نویسنده و مترجم خوب کشورمان محبوبه موسوی آن را به فارسی ترجمه کرده است به موضوع «همدلی» نگاه تازه‌ای دارد. این کتاب به ما می‌گوید به کودک، به عنوان انسانی با تمام خواسته‌ها و احساسات متناقض و گاه از نظر ما نادرست نگاه کنیم. کودک شکل مینیاتوری شده ماست، چه از نظر احساسات و افکار و چه از نظر قد و قامت و بنابراین به همان نسبت حساس‌تر و شکننده‌تر است. با آموخته‌های این کتاب می‌توانیم دمی از دنیای بزرگسالی چشم بپوشیم و خود را در موقعیت کودک قرار دهیم بدون اینکه زیر سلطه او رویم. برای اینکه چنین اتفاقی برای ما نیفتد همواره باید به یاد داشته باشیم که ما با کودک سروکار داریم و مراحل سنی و رشد او را در نظر بگیریم.

این کتاب درباره سازگاری رابطه والدین با فرزندان است تا در ایفای نقش خود، والدین شایسته‌ای باشند.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

“برای استفاده از مهارت ذهن‌آگاهی، باید به تجربه‌ی خود دقت کنید. این آگاهی از گسترش درک شما از مشاهدات، افکار و احساساتتان ناشی می‌شود، چیزی که به جهان خارج و تجربه‌ی درونی شما مربوط است. ذهن‌آگاهی به شما اجازه می‌دهد آنچه را که واقعاً واقعی است، ببینید و آن را از توهمات، افکار مخرب و هیجانات جدا کنید…”

فایل کامل PDF این کتاب را از اینجا دانلود و مطالعه فرمایید.

تمایز چگونه شکل می‌گیرد؟ حضور متمایز “کیف‌کو” در یک همایش

تمایز چگونه شکل می‌گیرد؟ حضور متمایز “کیف‌کو” در یک همایش

امروزه استفاده خلاقانه از ابزارهای بازی‌سازی برای درک مفاهیم، یک ضرورت است.
🚲 🚴‍ “دوچرخه معکوس” موجود در غرفه
CYFCo
در هفتمین همایش
ISMC 2017
یکی از این ابزارهای خلاقانه بود که کنجکاوی حاضران در همایش را برانگیخت و با استقبال مخاطبان مواجه شد. غیر ممکن بودن راندن این دوچرخه با وجود ارایه آموزش‌های لازم، تلنگری بر پاشنه آشیل فرایند یادگیری در بازدید کنندگان زده و تاثیری فراموش نشدنی بر روی ذهن مخاطبان می‌گذاشت.

CYFCo.ir

گروه کیف‌کو شامل تعدادی از کوچ‌های حرفه‌ای آموزش‌دیده در آکادمی بین‌المللی کوچینگ و مورد تایید فدراسیون بین‌المللی کوچینگ، ارایه دهنده‌ی آموزش‌های مهارت‌محور به همراه خدمات کوچینگ و منتورینگ است که یادگیری و به کار بستن دانسته‌ها را در طول زمان و با تکرار و تمرین، درونی و نهادینه می‌سازد.
به کانال تلگرام کیف‌کو بپیوندید:
Telegram.me/CYFCo

گُزیده کتاب “نیمه تاریک وجود” نوشته “دبی فورد”

گُزیده کتاب “نیمه تاریک وجود” نوشته “دبی فورد”

نیمه‌ی تاریک وجود، کتابی‌ست درباره‌ی سفر به درون ترس‌ها، که توسط خانم دبی فورد به نگارش درآمده است. دونالد والش در مقدمه‌ی این کتاب می‌گوید: «اگر پیش‌تر با این کتاب و درک و خرد دبی فورد آشنا شده بودم، راه بسیار کوتاه‌تری پیش رو داشتم.» خودِ نویسنده‌ هم هدف اصلی کتاب را در آغوش کشیدن موضوعاتی که از آن بیزاریم، می‌داند.

نیمه‌ی پنهان وجود ما، از ترس دزدیده شدن، در درون  سایه پنهان می‌شود و ما را در باور آن‌چه نیستیم غرق می‌کند، افسانه‌هایی که درباره‌ی خود می‌سازیم و به آن پر و بال می‌دهیم. به جای پنهان کردنش باید آن جنبه‌ای که از آن وحشت داریم را بپذیریم و بدانیم که به ما تعلق دارد. همانگونه که لازاریس آموزگار معنوی می‌گوید: راه حل در سایه نهفته است؛ سایه، راز تغییر و دگرگونی را دربردارد، تحولی که می‌تواند در سطح سلولی اثر گذارد وDNA  راتغییر دهد.

سایه، شخصیت اصلی ماست. ما با پذیرفتن این موضوع تمام زوایای تاریک و روشن خود را درمی‌یابیم و با آگاهی از حقایق، اعمال‌مان را آزادانه انتخاب می‌کنیم. احساسات سرکوب شده، زیان‌بخش هستند و در مواقع نامطلوب، بیرون جهیده و ما را درمانده می‌کنند، در نتیجه باید هنگام آشتی با سایه، احساسات‌مان را موشکافی کرده و آن را در آغوش بگیریم. زیرا همه با احساسی سلامت به دنیا آمده‌اند و احساس عشق به گفته‌ی دونالد والش، کامل‌ترین حس و به رنگ سفید است که همه‌ی رنگ‌ها را دربردارد.

این نگرش مارا به سمت دیدگاه انقلابی درباره‌ی ارتباط بین جهان درون و بیرون سوق می‌دهد که می‌گوید هر چیزی در هستی، به هر شکلی، دارای شعور کل است و بدون ارتباط نیستند و جهان کوچک ما جهان بزرگ را دربردارد و منعکس می‌کند. استاتیسلاوگراف، پژوهشگر آگاهی، می‌گوید: در صورتی که این دیدگاه درست باشد، یکایک ما این توانایی را خواهیم داشت که بی‌درنگ به تک‌تک وجوه هستی دست یابیم، آن‌ها را تجربه کنیم واز مرز توانایی‌های حواس فراتر رویم. هر گاه احساسی را سرکوب کنیم، قطب مخالف آن‌ را نیز سرکوب می‌نماییم و با نفی زشتی‌های خود از زیبایی‌هایمان می‌کاهیم، ولی وقتی با همه‌ی جنبه‌های شخصیتی، هر چند متضاد، آشتی کنیم، به تمام وجوه خود اجازه‌ی «بودن » دهیم و با آزادی و استقلال دست از داوری خود بکشیم. این را بدانیم که اگر مالک چیزی نشوی ، آن چیز مالک تو می‌شود، با دوست داشتن جنبه‌های منفی خود، ناخودآگاه از آن‌ها در مسیر درست استفاده می‌کنیم. یونگ می‌گوید: شخص با تجسم اَشکال نورانی به روشنایی دست نمی‌یابد؛ بلکه با آگاه شدن به تاریکی به روشنایی می‌رسد.

سایه، چهره‌ی گوناگونی دارد مثل ترسو، خشمگین، حسود و… اما با مقاومت در برابرشان، این‌ها در ما جان می‌گیرند و از احساس ارزشمند بودن‌مان می‌کاهند زیرا انرژی زیادی برای پنهان نگه‌داشتن‌شان صرف می‌کنند. اولین نکته در روبرو نشدن با سایه، ترس است. همه‌ی ما در پی نوریم اما، این بدون شناخت تاریکی و با ترس از تاریکی میّسر نیست. راه جدایی از این ترس، پذیرفتن وجود الهی‌مان با همه‌ی چیز‌های مثبت و منفی‌ست. همه چیز وجودمان را با همه‌ی خصوصیاتش بپذیریم و برای شناخت زوایای تاریک (پنهان) شخصیتی‌مان جلو برویم. به خود نگوییم عصبانی نباش، بدجنس نباش و… زیرا پیام «نباش» در عمق وجود ما نقش می‌بندد و فکر می‌کنیم برای خوشبختی باید آنچه که هستیم، نباشیم. در حالی‌که «نباش»ها ما را از درک خوشبختی‌های موجود در زندگی‌مان غافل می‌کند و بی‌جهت در پی مسائل حاشیه‌ای، خوشبختی رویایی می‌فرستد.

ادامه مطلب

وبینار (سمینار اینترنتی) معرفی مهارت‌های نرم

وبینار (سمینار اینترنتی) معرفی مهارت‌های نرم

وبینار چیست؟

وبینار=وب+سمینار
WEBINAR= Web Based Seminar

در تعریف وبینار آمده است:
“وبینار” سمینار، سخنراني یا کارگاهی است که از طریق اینترنت ارائه می‌شود.

در یک وبینار، سخنران از طریق رایانه‌ی شخصی خود با اعضای شرکت کننده در ارتباط خواهد بود و برای آن ها سخنرانی می‌کند و اسلایدهای آموزشی خود را با آنها به اشتراک خواهد گذاشت.

بدین ترتیب هر فردی در محل اقامت خود و با استفاده از رایانه یا تلفن همراه در وبینار شرکت خواهد کرد.

وبینار مهارت‌های نرم حسین گایینی
وبینار مهارت‌های نرم… ارایه‌دهنده: حسین گایینی

وبینار رایگان معرفی مهارت‌های نرم سه‌شنبه دوم آذر نود و پنج برگزار می‌شود. برای ثبت نام و شرکت در این وبینار به شماره ۰۹۳۷۰۶۷۴۶۱۰ در تلگرام پیام بدهید.

حسین گایینی
مهارت‌های نرم

 

مطالب بیشتر در زمینه مهارت های نرم را در اینجا بخوانید.

گزیده کتاب «راز سایه» نوشته «دبی فورد»

گزیده کتاب «راز سایه» نوشته «دبی فورد»

کتاب «راز سایه» نوشته‌ی خانم «دبی فورد» به ما می‌آموزد که چگونه از ناکامی‌ها وتفکرات مأیوس‌کننده‌ی پس از آن خارج شویم و به جهان حقیقی خود -آنچه شایسته‌اش هستیم- دست پیدا کنیم.

همه‌ی ما از آغاز تولد می‌دانستیم که موجودی توانمندیم و از ترس دزدیده شدن این موهبت، نقابی زدیم و برای خود داستانی ساختیم –غیر از آنچه هستیم- تا به خیال خود از آن محافظت کنیم. اما این نقاب، از آنِ ما و خود حقیقیِ ما نبوده و واقعیت این‌ست که هیچ انسانی با نقاب راه به جایی نمی‌برد.

از آن پس احساس گم‌گشتگی، تنهایی وهراس بر ما غلبه کرد و این ترس، شجاعت خروج از داستانِ ساختگی‌مان را از ما گرفت. داستان‌ها حقایق عمیق زندگی ما را پوشاند و مارا در توهّم خود‌انگاره‌ی‌مان- موجودی که نیستیم ولی به دنبالش می‌رویم- غرق کرد.

راز بسیار مهمی در سایه‌ی داستان ما پنهان است که با کشف آن به شگفتیِ بی‌نظیری درباره‌ی خلقت‌مان خواهیم رسید. ترکیب ما از رویداد‌های زندگی‌مان تشکیل شده، رویداد‌هایی که هر کدام موهبتی برای بهتر شدن است. اما نکته‌ی غم‌بار این ا‌ست که انسان گاهی به دنبال راه‌های ساده است و به جای کشف راز بزرگ ناکامی‌ها، از آن‌ها داستانی برای نشان دادن مظلومیت می‌سازد.

ما به داستان‌مان می‌چسبیم تا تغییر نکنیم و دو نکته‌ی مهم در تغییر نکردن وجود دارد، یکی ترس از تغییر و دیگری، مقاومت در برابر آن است. البته مقاومت در برابر آنچه موجود است، نتایج بدی دارد، زیرا درون ما را به هم می‌ریزد  وآن موضوع را بزرگتر می‌کند.

در مرحله‌ی اول، برای کنار گذاشتن ترس، باید عواطف‌مان را تلطیف کرده و توقعات‌مان را رها کنیم…

در سایه‌ی داستانمان راز بزرگی نهفته است که کلید گشایش و آگاهی از مسائل دنیا و درنتیجه عظمت وجود خودمان است. پس از کشف درون، آن را به نمایش بگذارید و آماده‌ی نشنیده شدن هم باشید. زیرا خیلی از انسان‌ها هنوز با حقیقت وجودی خود بیگانه‌اند و شما مسئول هستید که در مقابل این اتفاق ناامید نشده، با خود مهربان باشید و هدیه‌ی باارزشتان را به جهان عرضه کنید.

خلاصه شده توسط: مریم شاهرخی برای وبسایت: www.Gaeeni.com

فایل کامل PDF خلاصه کتاب راز سایه را از اینجا دانلود نمایید.

برگزاری جلسات کوچینگ در چه شرایطی مفید است؟

برگزاری جلسات کوچینگ در چه شرایطی مفید است؟

در نوشته‌های پیشین اشاره کرده بودم که برای کوچینگ (Coaching) (رهیاری یا مربی‌گری) تعریف‌های زیادی ارایه شده است و من کوچینگ را “هنر” یاری رساندن به افراد می‌دانم برای:
۱-شناسایی و توسعه‌ی نقاط قوت‌شان
۲-تشخیص و یادگیری چگونگی مدیریت نقاط قابل بهبودشان
۳-یافتن استراتژی توسعه فردی و حرفه‌ای شان.

در همین رابطه یکی از دوستان پرسیده بود:

در چه شرایط و چه زمان‌هایی جلسات کوچینگ (مربی‌گری یا رهیاری) می‌تواند مفید باشد؟
پاسخ من به این پرسش این است:

◀️ به نظر می‌آید در سه وضعیت و زمان متفاوت، کوچینگ می‌تواند کارایی بسیار خوبی داشته باشد:

✅ هنگامی که فردی، فعالیتی را خیلی خوب انجام می‌دهد.
✅ هنگامی که فردی، فعالیتی را ضعیف انجام می‌دهد.
✅ هنگامی که فردی، به بن بست رسیده است.

اگر به مطالعه بیشتر در این زمینه علاقمندید:
در همین رابطه کلیپی تهیه شده است که می‌توانید در این لینک آن را مشاهده نمایید و بشنوید.

توقع زیادی از دانشگاه نداشته باشید؛ عضلات یادگیری کارکنان‌تان را پرورش دهید!

توقع زیادی از دانشگاه نداشته باشید؛ عضلات یادگیری کارکنان‌تان را پرورش دهید!

<برای اینکه خوب بمانید؛ سازمان و کارمندانتان باید به یادگیری ادامه دهند>
این عنوان مقاله ای است از خانم پت ویدورز، معاون شرکت لینکداین که در شماره مارس ۲۰۱۶ نشریه HBR چاپ شده است.
در دنیای امروز که هر لحظه پیچیدگی‌هایی تازه و فناوری‌هایی نو جلوه می‌کند، نمی‌توان این انتظار را داشت که فردی که وارد سازمان می‌شود، تمامی مهارتهای لازم برای حال و آینده سازمان را در دانشگاه یاد گرفته باشد!
نسخه‌ای که سازمان‌های مطرح دنیا در این زمینه دارند، نسخه‌ای سهل و ممتنع است: «یادگیری مستمر»
به عنوان مثال آقای راندال استیفنسون، مدیر عامل شرکت AT&T اخیرا گفته است که کارمندانی که در هفته ۵ تا ۱۰ ساعت را صرف آموزش خود نکنند، نمی‌توانند خود را با تغییرات فناوری تطابق دهند.
در لینکداین، موضوع “یادگیری مستمر”، “دغدغه شماره یک مدیران” است.
پت ویدورز توصیه‌های زیر را در این رابطه مطرح کرده است:
✅به عنوان رهبر در هنگام استخدام باید به دنبال فردی بود که توانایی یادگیری مهارتهای جدید را داشته باشد. تلاش کنید در مصاحبه استخدامی یا بررسی رزومه، به دنبال شواهدی باشید که نشان‌دهنده «توانایی یادگیری» فرد باشد.
✅منتظر درخواست نیاز کارمندان برای برگزاری دوره‌های آموزشی نباشید بلکه به صورت فعالانه محتوای آموزشی به روز را برای آنان فراهم کنید.

✅از این موضوع که ممکن است این محتوا به صورت مستقیم به کار آنها مربوط نباشد نهراسید! چرا که یادگیری نیز یک مهارت است و برای تقویت شدن، نیازمند تمرین است.

✅با یادگیری موضوعی جدید – مهم نیست که آن موضوع مرتبط با نیاز است یا خیر- عضلات «یادگیری» تقویت خواهد شد؛ چیزی که فوق‌العاده ارزشمند است.

⇐خلاصه کلام اینکه آماده‌سازی افراد برای تغییر، وظیفه‌ای نیست که تنها بر عهده دانشگاه‌ها باشد. رهبران در سازمان‌های امروزی، وظیفه دارند افرادی «یادگیرنده» را استخدام نمایند و به هر طریقی «روحیه یادگیری» را در کارمندانشان تقویت نمایند.
منبع: https://hbr.org/2016/03/to-stay-relevant-your-company-and-employees-must-keep-learning

چرا افراد موفق هرگز تلفن همراه هوشمند را با خود به جلسات نمی‌آورند؟

چرا افراد موفق هرگز تلفن همراه هوشمند را با خود به جلسات نمی‌آورند؟

تلفن‌های همراه هوشمند، همه را دیوانه می‌کنند!
هیچ کاری بدتر از بیرون آوردن تلفن همراه هوشمند آن هم وسط یک جلسه نیست… ارسال/دریافت پیام، و یا یک نگاه به تلفن‌تان می‌تواند طرف مقابل را سرد و ناامید کند!
یافته های تحقیق محققان مدرسه کار و کسب مارشال دانشگاه یو اس سی از ۵۵۴ متخصص تمام وقت با در آمد ۳۰ هزار دلار به بالا و شاغل در شرکت‌های دارای حداقل ۵۰ نفر پرسنل، حاکی از آن است که:
✅۸۶ درصد فکر می‌کنند پاسخ دادن به تلفن حین جلسات کار نادرستی است.
✅۸۴ درصد فکر می‌کنند نوشتن پیامک و یا ایمیل حین جلسات کار نادرستی است.
✅۶۶ درصد فکر می‌کنند نوشتن پیامک و یا ایمیل حتی در ناهار کاری هم کار نادرستی است.
♦️پس هرچه درآمد بیشتر می‌شود، میزان استفاده از تلفن همراه هوشمند (در جلسات) هم کمتر می‌شود!
چرا آدم‌ها به این می‌رسند که استفاده از تلفن هوشمند در جلسات کار نادرستی است؟
وقتی تلفن‌تان را در یک جلسه بیرون می‌آورید، این نشان دهنده موارد ذیل است:

ادامه مطلب

معرفی یک کتاب: جامعه‌شناسی خودمانی

معرفی یک کتاب: جامعه‌شناسی خودمانی

جامعه شناسی خودمانی (چرا درمانده‌ایم؟) …نوشته‌ی حسن نراقی

حسن نراقی در این کتاب به شکلی صادقانه مشکلات اجتماعی ما را بازگو کرده که اگر باخودمان رو راست باشیم، آشكارا در رفتارهای روزمره و ناخودآگاه‌مان این مشکلات را می‌بینیم.

نويسنده در مقدمه يادآور می‌شود كه:

«من تمامی سعی خود را در این نوشته‌ها صرف نشان دادن علایم این امراض خواهم نمود؛ اما ادعای معالجه آن را هم ندارم. چه باور دارم که اگر به وجود بیماری در جامعه‌مان اعتقاد پیدا کردیم تک تک خودمان برای خودمان طبیبان بسیار حاذقی خواهیم بود»…حسن نراقی در مقدمه کتاب دیگرش می‌گوید: «من در کتاب جامعه شناسی خودمانی مطلب تازه‌ای را نگفته بودم که خواننده به گوشش نخورده باشد و یا آن را نداند و با آن بیگانه باشد. من فقط تصاویر قطعه قطعه شده اجتماعی را درست مثل بازی پازل به گونه‌ای پهلوی هم قراردادم که تصویر کلی بتواند خودش را راحت‌تر نشان دهد»

در مقدمه‌ی کتاب هم چنین از قول نویسنده می‌خوانیم: «نکته‌ای را که در مورد آن کم گفته‌اند و من می‌خواهم روی آن تأکید بیشتری بکنم، این است که سهم نخبگان ما را، رهبران فکریمان را، رهبران سیاسیمان را، شعرا و نویسندگان‌مان را، سهم اینها را، و بالاتر از همه سهم خودمان را در این معماری سرنوشتمان از آنچه که بوده و هست به مراتب کمتر نشان داده‌اند و بر روی آن کمتر بحث کرده‌اند.

صادقانه با خود بیندیشیم که ما چگونه ما شدیم؟ و اصلا چرا رویمان نشود؟ واقعا قبل از این سوال، یک تعریفی هم از «ما» بکنیم که این «مایی» که از آن صحبت می‌­کنیم، چگونه مایی است؟

ادامه مطلب

یک درس‌آموخته: زمان‌هایی هم “نمی‌دانم”، بهترین پاسخ است

یک درس‌آموخته: زمان‌هایی هم “نمی‌دانم”، بهترین پاسخ است

«زمانی که کارم را در ناسا شروع کردم، در اوج بودم و گمان می‌کردم همه چیز را می‌دانم! زیرا جوانی بودم که تازه فارغ‌التحصیل شده بودم و از شهری کوچک در ویرجینیای غربی، به شهر بزرگ هوستون، برای کار در ناسا آمده بودم!
اولین شغل من، در مرکز آموزش شاتل فضایی بود و برای اینکه بتوانم به عنوان یک مربی در این مرکز فعالیت کنم، بایستی در دوره‌های آموزشی مشخصی شرکت می‌کردم تا از مربی ارشد گواهینامه معتبر دریافت کنم.
در اولین کلاس‌هایی که به همین منظور حضور پیدا کردم، دیدم که مربی ارشد بیش از دو ساعت از زمان کلاس را به پرسش سوالاتی گذراند که من جواب همه  آن سوالات را می‌دانستم و تعجب کردم که چطور مربی ارشد جواب آن سوالات را نمیداند! بعد از کلاس، دقایقی را با مربی ارشد گذراندم و متوجه شدم که پاسخ سوالاتی را که گمان می‌کردم میدانم در واقع نمی‌دانستم و به نوعی در یک توهم از دانستن به سر می‌بردم! آنجا بود که مربی ارشد به من گفت حوزه کاری ما به طور مستقیم با جان افراد سر و کار دارد و جایی برای خطا نیست! برای همین تا زمانی که نسبت به موضوعی اطمینان بسیار بالایی پیدا نکردید نباید تصورات خود را به اشتراک بگذارید!
این مهم‌ترین درس‌آموخته من طی سال‌ها فعالیت در شرکت ناسا است و بارها موقعیت‌هایی پیش آمد که از این درس‌آموخته استفاده کردم و اگر از پاسخ سوالی مطمئن نبودم به راحتی می‌گفتم:
“نمی‌دانم! اجازه بدهید پاسخ سوال شما را پس از جستجو و اطمینان به شما منتقل کنم”

در حال حاضر گه‌گاهی می‌بینم که تعدادی از پرسنل ناسا از گفتن “نمی‌دانم” هراس دارند و من امیدوارم که با مطالعه این مطلب رویکرد خودشان رو تغییر دهند.»

بخشی از درس‌آموخته‌ جاستین اسمیت (تحلیل‌گر بخش ارتباطات استراتژیک ناسا)

منبع: http://km.nasa.gov/my-best-mistake-justin-smiths-when-i-dont-know-is-the-right-answer/
مطالب بیشتر درباره مدیریت دانش را اینجا بخوانید.