گزیده کتاب «راز سایه» نوشته «دبی فورد»

گزیده کتاب «راز سایه» نوشته «دبی فورد»

کتاب «راز سایه» نوشته‌ی خانم «دبی فورد» به ما می‌آموزد که چگونه از ناکامی‌ها وتفکرات مأیوس‌کننده‌ی پس از آن خارج شویم و به جهان حقیقی خود -آنچه شایسته‌اش هستیم- دست پیدا کنیم.

همه‌ی ما از آغاز تولد می‌دانستیم که موجودی توانمندیم و از ترس دزدیده شدن این موهبت، نقابی زدیم و برای خود داستانی ساختیم –غیر از آنچه هستیم- تا به خیال خود از آن محافظت کنیم. اما این نقاب، از آنِ ما و خود حقیقیِ ما نبوده و واقعیت این‌ست که هیچ انسانی با نقاب راه به جایی نمی‌برد.

از آن پس احساس گم‌گشتگی، تنهایی وهراس بر ما غلبه کرد و این ترس، شجاعت خروج از داستانِ ساختگی‌مان را از ما گرفت. داستان‌ها حقایق عمیق زندگی ما را پوشاند و مارا در توهّم خود‌انگاره‌ی‌مان- موجودی که نیستیم ولی به دنبالش می‌رویم- غرق کرد.

راز بسیار مهمی در سایه‌ی داستان ما پنهان است که با کشف آن به شگفتیِ بی‌نظیری درباره‌ی خلقت‌مان خواهیم رسید. ترکیب ما از رویداد‌های زندگی‌مان تشکیل شده، رویداد‌هایی که هر کدام موهبتی برای بهتر شدن است. اما نکته‌ی غم‌بار این ا‌ست که انسان گاهی به دنبال راه‌های ساده است و به جای کشف راز بزرگ ناکامی‌ها، از آن‌ها داستانی برای نشان دادن مظلومیت می‌سازد.

ما به داستان‌مان می‌چسبیم تا تغییر نکنیم و دو نکته‌ی مهم در تغییر نکردن وجود دارد، یکی ترس از تغییر و دیگری، مقاومت در برابر آن است. البته مقاومت در برابر آنچه موجود است، نتایج بدی دارد، زیرا درون ما را به هم می‌ریزد  وآن موضوع را بزرگتر می‌کند.

در مرحله‌ی اول، برای کنار گذاشتن ترس، باید عواطف‌مان را تلطیف کرده و توقعات‌مان را رها کنیم…

در سایه‌ی داستانمان راز بزرگی نهفته است که کلید گشایش و آگاهی از مسائل دنیا و درنتیجه عظمت وجود خودمان است. پس از کشف درون، آن را به نمایش بگذارید و آماده‌ی نشنیده شدن هم باشید. زیرا خیلی از انسان‌ها هنوز با حقیقت وجودی خود بیگانه‌اند و شما مسئول هستید که در مقابل این اتفاق ناامید نشده، با خود مهربان باشید و هدیه‌ی باارزشتان را به جهان عرضه کنید.

خلاصه شده توسط: مریم شاهرخی برای وبسایت: www.Gaeeni.com

فایل کامل PDF خلاصه کتاب راز سایه را از اینجا دانلود نمایید.

چگونه افراد هنگام تمرکز روي موضوع خاص، از پيرامون خود غافل مي‌شوند؟

چگونه افراد هنگام تمرکز روي موضوع خاص، از پيرامون خود غافل مي‌شوند؟

 قدرت ذهن در مقابله با هياهوی پيرامون

 

فردی با شنوایی طبیعی کامل در حالی که ذهنش متوجه موضوع دیگری است، چگونه می‌تواند نسبت به دنیای پیرامون خود ناشنوا شود؟ این پرسش تامل‌برانگیز که بی‌شک رویداد آشنا و ملموس زندگی روزمره محسوب می‌شود و همه ما به نوعی شاهد حضور پررنگ و محسوس آن در تجربه زیستی خود بوده‌ایم، از جمله سوالات مهم و مطرح دانش در حوزه‌های مختلف عصب‌شناختی، روان‌شناختی و روان‌تنی است که متخصصان مغز و اعصاب و روان‌پزشکان با توجه ویژه‌ای به مطالعه و پژوهش در ابعاد پیرامون آن پرداخته‌اند تا از رهگذر شناخت این پدیده مهم و یافتن پاسخ آن به برداشتن گام‌های ارزنده‌ای در جهت درک و شناخت ساختار ذهنی و قابلیت‌های اعصاب و روان انسان نائل شوند.

تحقیقات جدید دانشمندان در پاسخ به این پرسش مهم که انسان چگونه می‌تواند هوش و حواس خود را از دنیای اطراف به موضوعی واحد اختصاص داده و نسبت به هیاهوی جریان پیرامون خود بی‌اعتنایی کامل نشان دهد، منجر به یافته‌های ارزشمندی درباره چگونگی کسب تجربه کر شدن کامل انسان در زمان تمرکز و توجه شدید وی روی یک موضوع خاص شده است. اما ماجرای این یافته جالب توجه و ارزشمند که شرح پژوهش آن در شماره اخیر ژورنال تخصصی «توجه، ادراک و روان‌‌تنی» منتشر شده از این قرار است که محققان دانشگاه لندن‌کالج برای نخستین بار پدیده‌ای را به اثبات رسانده‌اند که عنوان «کری بی‌توجهی» را بر آن نهاده شده است.

در همین رابطه، پروفسور لاوی از انستیتوی علوم اعصاب‌شناختی دانشگاه لندن‌کالج و سرپرست این پژوهش، پدیده کری بی‌توجهی یا به بیانی دیگر کری از روی بی‌اعتنایی را تجربه مشترک و عادی زندگی روزمره ما عنوان می‌کند. به عنوان مثال، زمانی که در اتوبوس یا مترو مجذوب خواندن کتابی شده یا به اصطلاح در آن غرق می‌شویم، یا حتی مقاله روزنامه‌ای هوش و حواسمان را به کلی مشغول خود می‌کند، ممکن است از شنیدن صدای بلندگویی که نام ایستگاه را اعلام می‌کند وامانده و مقصدمان را رد کنیم؛ یا اگر در حال قدم‌زدن، موضوعی بشدت ذهنمان را درگیر کند، ممکن است صدای ماشینی که نزدیک می‌شود را نشنیده، درمانده و بدون توجه از عرض خیابان رد شویم.

چرا گاهی اطرافمان را نمی‌بینیم؟

در همین رابطه و به منظور آزمایش کری بی‌اعتنایی، گروه پژوهشی مبادرت به طراحی و اجرای مجموعه‌ای از آزمایشات با ۱۰۰ نفر داوطلب نمود که طی آن داوطلبان به انجام یک بازی رایانه‌ای خاص دعوت می‌شدند که شامل نمایش مجموعه‌ای از اشکال متقاطع می‌شد. برخی از قوانین بازی آسان بودند و به عنوان نمونه از شرکت‌کنندگان خواسته می‌شد اختلاف رنگ واضحی را بین بازوهای متقاطع اشکال ارائه شده در رایانه تشخیص دهند. اما سایر خواسته‌ها به مراتب دشوارتر و به طور مثال متضمن تشخیص دادن ماهرانه و دقیق تفاوت طول‌ بازوهای متقاطع بود.

شرکت‌کنندگان در این آزمایش در تمام مدت بازی با رایانه می‌بایست گوشی‌های هدفونی را روی سر خود می‌گذاشتند که هیچ صدایی از آن خارج نمی‌شد، اما به آنها گفته شده بود که این هدفون‌ها به تمرکزشان کمک می‌کند. در زمانی که بازی در جریان بود در چند نوبت و به طور غیرمنتظره موزیک‌هایی از طریق همین گوشی‌ها پخش ‌شد. بلافاصله پس از آن که صدا پخش می‌شد، آزمایش متوقف شده و از شرکت‌کنندگان راجع به صدای پخش شده سوال می‌شد.

نکته: نکته قابل توجهی که اکنون و به لطف پژوهش جدید دانشمندان مشخص شده، این واقعیت است که فرآیند غرق و مجذوب شدن در یک موضوع دشوار، ما را نسبت به منابع دیگری از اطلاعات، کور و کر می‌سازد

براساس نتایج به دست‌آمده مشخص شد در جریان مراحل ساده بازی مانند تشخیص رنگ‌ها که تمرکز نسبتا اندکی لازم دارد، ۲ نفر از ۱۰ شرکت‌کننده، صدای پخش شده را نشنیده بودند. این نسبت در حالی بود که در جریان اجرای تکالیف دشوارتری مانند شناسایی طویل‌ترین بازو یا مقایسه ابعادی که طبیعتا تمرکز و توجه افزون‌تر شرکت‌کنندگان را مطالبه می‌کرد، نتایج حاصله از رد شدن تعداد بیشتری خبر می‌داد، به نحوی که ۸ نفر از ۱۰ شرکت‌کننده صدای پخش‌شده را نشنیده بودند. به باور محققان، بروز چنین ناشنوایی‌هایی در زمانی که تکلیفی کاملا بصری توجه انسان را به خود معطوف می‌سازد، به دلیل استفاده حواس شنوایی یا بینایی از فضای پردازشی مشترکی در مغز است. البته پیشتر از این نیز بردانشمندان معلوم شده بود که افراد به روش مشابهی که این‌بار تجربه «کوری بی‌اعتنایی» نامیده می‌شود را هنگام فرورفتن و مجذوب شدن در موضوعاتی که تمام توجه آنها را به خود جلب کرده بود، احساس کرده‌اند. دانشمندان به عنوان مثال بارز تجربه کوری از روی بی‌اعتنایی، آزمون معروف گوریل نامرئی را شاهد می‌آورند که به خوبی نشان می‌دهد افراد در زمان تمرکز روی یک سوژه خاص چگونه از مشاهده مناظر پیرامون سوژه مورد نظرشان عاجز می‌شوند. آزمون گوریل نامرئی به خوبی نشان می‌دهد که تماشاگران غرق شده در یک بازی بسکتبال از مشاهده آدمی در لباس گوریل که آن طرف‌تر راه می‌رود، بازمانده‌اند. اما نکته قابل توجهی که اکنون و به لطف پژوهش جدید دانشمندان مشخص شده این واقعیت است که فرآیند غرق و مجذوب شدن در یک موضوع دشوار، ما را نسبت به منابع دیگری از اطلاعات کور و کر می‌سازد.

وقتی کرکره شنیدن را پایین می‌کشیم

از دیگر نکات قابل توجهی که در این پژوهش تازه به چشم می‌خورد، نگاه متفاوت آن به مقوله شنیدن و تفسیر غالب علمی در خصوص تحول دستگاه شنوایی و ارتباطش با سایر حواس و قدرت ذهنی انسان است. موضوع از این قرار است که در مورد شنیدن و دستگاه شنوایی انسان غالبا تصور بر این بوده که به عنوان یک سامانه هشدارباش تکامل یافته که طبیعتا نباید به توجه زیادی نیاز داشته باشد، اما با این وصف جالب است که براساس یافته‌های این پژوهش جدید چنانچه توجه ما به هر چیزی معطوف شود، می‌توانیم به نحو موثری نسبت به دنیای پیرامون خود ناشنوا شویم. توضیح ساده‌تر این ساز و کار را می‌توان در نتایج آزمون‌های همین تحقیق مشاهده کرد که نشان می‌دهد اکثر افراد در صورتی که تکلیف مربوطه آسان بوده و تمرکز کاملی را از آنها نمی‌گرفته است، متوجه صدا می‌شدند. این مهم در حالی است که وقتی تکلیف دشوارتر می‌شده افراد به نسبت کمتری قادر به شنیدن صدای موزیک می‌شده‌اند.

از دیگر نمونه‌های بارز یا موقعیت‌های دنیای واقعی که پدیده کری بی‌توجهی را بخوبی ثابت می‌کند، در حین رانندگی اتفاق می‌افتد. در واقع، موضوع رانندگی و اشتغال ذهنی رانندگان، مورد بارز و مستندی است که می‌تواند دستاویز تحقیق در مورد کری بی‌اعتنایی قرار گیرد. مدارک و شواهد کافی نشان می‌دهد شمار قابل توجهی از تصادفات رانندگی از یک فقدان توجه راننده ناشی می‌شوند؛ به عنوان مثال، به رغم آن که آژیر آمبولانس‌ها طوری طراحی می‌شوند که خیلی پرسر و صدا و غالب بر باقی صداهای محیطی باشند ـ نظیر صدای بوق اخطار وسایط نقلیه سنگین به هنگام عقب رفتن ـ اما ممکن است توسط راننده‌ای که برخی اطلاعات بصری جالب توجه پیرامونی همچون بیلبورد کنار جاده، متن آگهی مندرج بر پشت اتوبوس جلویی یا نقشه مندرج بر صفحه ناوبری خودرو حسابی توجه و تمرکزش را به خود مشغول داشته است، نادیده و به عبارتی نشنیده گرفته شود؛ و این اتفاق شایعی است که پدیده ناشنوایی از روی فقدان توجه در پشت پرده رویدادها و حوادث متعاقب آن حضور دارد.

به راستی چرا وقتی گوش ما شاهد توجه زیاد چشم به موضوعی است که هوش و حواسمان را برده، برای همکاری در فرآیند پردازشی، کرکره شنیدن را پایین می‌کشد و موقعیت خود را به عنوان یک دستگاه هشدارباش فدا می‌نماید؟

این پرسش، آینده تحقیقات در زمینه کری از روی بی‌توجهی خواهد بود تا طی آن معلوم شود چرا مغز ما به گونه‌ای تکامل پیدا کرده تا دیدن را بر شنیدن ترجیح دهد. شاید پاسخ را باید در گذشته‌های خیلی دور پیدا کنیم.

منبع:

http://www1.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100851369812

استفاده از راه‌حل هوش کسب‌وکار در راستای مدیریت دانش

استفاده از راه‌حل هوش کسب‌وکار در راستای مدیریت دانش

هوش کسب‌وکار یک معماری و رویکردی نوین به منظور بستر سازی برای تصمیم‌گیری دقیق و هوشمندانه در کسب و کار و سازمان است و بیشتر بر دانش آشکار متمرکز است.

BI Architecture

در برنامه رادیویی مدیریت برتر در رادیو اقتصاد، ضمن توضیح ارتباط بین مدیریت دانش و هوش کسب‌وکار مدل مرجع و معماری هوش کسب‌وکار را به تفصیل تشریح نمودم.

این برنامه رادیویی را اینجا بشنوید.

مطالب بیشتر درباره مدیریت دانش را اینجا بخوانید و بشنوید.

مطالب بیشتر درباره هوش کسب‌وکار را اینجا بخوانید و بشنوید.

از اینجا به کانال تلگرام حسین گایینی وارد شوید.

 

 

چند پیشنهاد برای گوش دادن فعال و قدرت‌مند در جلسات کوچینگ

چند پیشنهاد برای گوش دادن فعال و قدرت‌مند در جلسات کوچینگ

یکی از مهم‌‌ترین مهارت‌ها در برگزاری یک جلسه موثر کوچینگ و همینطور یکی از بزرگ‌ترین چالش کوچ‌ها گوش دادن قدرتمند است. یک کوچ باید تمرکز و تمرین بیشتر بر روی مهارت گوش دادن فعالانه داشته باشد. اما آیا مهارت گوش دادن قابل تقویت است؟ بله مهارت گوش دادن موثر، قابل تقویت است و نیاز به دانش و تمرین دارد. به همین خاطر در ادامه نکاتی سودمند که به ما کوچ‌ها در شنیدن فعال و قدرتمند کمک می‌کند ارائه شده است:

پیشنهادهایی برای کمک به گوش دادن موثر برای پیش از برگزاری یک جلسه کوچینگ :

     ۲۰ دقیقه پیش از برگزاری جلسه کوچینگ، کارهای خود را متوقف کرده و در مکان برگزاری جلسه حضور پیدا کنید.

     سعی کنید همواره یک مکان مشخص را برای جلسات انتخاب نمایید.

     در اتاق را ببندید و سعی نمایید مکان برگزاری جلسه ساکت و بدون سر و صدا باشد.

     در جلسات غیر حضوری وسیله تماس را آماده و چک کنید، تلفن، خط اینترنت و … .

ادامه مطلب

برگزاری جلسات کوچینگ در چه شرایطی مفید است؟

برگزاری جلسات کوچینگ در چه شرایطی مفید است؟

در نوشته‌های پیشین اشاره کرده بودم که برای کوچینگ (Coaching) (رهیاری یا مربی‌گری) تعریف‌های زیادی ارایه شده است و من کوچینگ را “هنر” یاری رساندن به افراد می‌دانم برای:
۱-شناسایی و توسعه‌ی نقاط قوت‌شان
۲-تشخیص و یادگیری چگونگی مدیریت نقاط قابل بهبودشان
۳-یافتن استراتژی توسعه فردی و حرفه‌ای شان.

در همین رابطه یکی از دوستان پرسیده بود:

در چه شرایط و چه زمان‌هایی جلسات کوچینگ (مربی‌گری یا رهیاری) می‌تواند مفید باشد؟
پاسخ من به این پرسش این است:

◀️ به نظر می‌آید در سه وضعیت و زمان متفاوت، کوچینگ می‌تواند کارایی بسیار خوبی داشته باشد:

✅ هنگامی که فردی، فعالیتی را خیلی خوب انجام می‌دهد.
✅ هنگامی که فردی، فعالیتی را ضعیف انجام می‌دهد.
✅ هنگامی که فردی، به بن بست رسیده است.

اگر به مطالعه بیشتر در این زمینه علاقمندید:
در همین رابطه کلیپی تهیه شده است که می‌توانید در این لینک آن را مشاهده نمایید و بشنوید.

۵ نوع نقشه دانش- نقشه دانش به چه نوع پرسش‌هایی پاسخ می‌دهد؟

۵ نوع نقشه دانش- نقشه دانش به چه نوع پرسش‌هایی پاسخ می‌دهد؟

نمایش تصویری منابع، ساختارها، سرمایه‌ها(ی مشهود و نامشهود)، به کارگیری و توسعه‌ی دانش، را نقشه دانش می‌نامیم.

در مراجع استاندارد مدیریت دانش، ۵ نوع نقشه دانش شامل:

  • نقشه منابع دانش
  • نقشه دارایی دانش
  • نقشه ساختار دانش
  • نقشه کاربرد دانش
  • نقشه توسعه دانش

تعریف می‌شود.

در واقع هر کدام از این نقشه‌های دانش وظیفه‌ی پاسخ‌گویی به پرسش‌هایی را دارند که در فایل صوتی زیر به آنها اشاره شده است.

فایل صوتی انواع نقشه‌های دانش را در اینجا بشنوید.

مطالب بیشتر درباره مدیریت دانش را اینجا بخوانید و بشنوید.

 

 

 

توقع زیادی از دانشگاه نداشته باشید؛ عضلات یادگیری کارکنان‌تان را پرورش دهید!

توقع زیادی از دانشگاه نداشته باشید؛ عضلات یادگیری کارکنان‌تان را پرورش دهید!

<برای اینکه خوب بمانید؛ سازمان و کارمندانتان باید به یادگیری ادامه دهند>
این عنوان مقاله ای است از خانم پت ویدورز، معاون شرکت لینکداین که در شماره مارس ۲۰۱۶ نشریه HBR چاپ شده است.
در دنیای امروز که هر لحظه پیچیدگی‌هایی تازه و فناوری‌هایی نو جلوه می‌کند، نمی‌توان این انتظار را داشت که فردی که وارد سازمان می‌شود، تمامی مهارتهای لازم برای حال و آینده سازمان را در دانشگاه یاد گرفته باشد!
نسخه‌ای که سازمان‌های مطرح دنیا در این زمینه دارند، نسخه‌ای سهل و ممتنع است: «یادگیری مستمر»
به عنوان مثال آقای راندال استیفنسون، مدیر عامل شرکت AT&T اخیرا گفته است که کارمندانی که در هفته ۵ تا ۱۰ ساعت را صرف آموزش خود نکنند، نمی‌توانند خود را با تغییرات فناوری تطابق دهند.
در لینکداین، موضوع “یادگیری مستمر”، “دغدغه شماره یک مدیران” است.
پت ویدورز توصیه‌های زیر را در این رابطه مطرح کرده است:
✅به عنوان رهبر در هنگام استخدام باید به دنبال فردی بود که توانایی یادگیری مهارتهای جدید را داشته باشد. تلاش کنید در مصاحبه استخدامی یا بررسی رزومه، به دنبال شواهدی باشید که نشان‌دهنده «توانایی یادگیری» فرد باشد.
✅منتظر درخواست نیاز کارمندان برای برگزاری دوره‌های آموزشی نباشید بلکه به صورت فعالانه محتوای آموزشی به روز را برای آنان فراهم کنید.

✅از این موضوع که ممکن است این محتوا به صورت مستقیم به کار آنها مربوط نباشد نهراسید! چرا که یادگیری نیز یک مهارت است و برای تقویت شدن، نیازمند تمرین است.

✅با یادگیری موضوعی جدید – مهم نیست که آن موضوع مرتبط با نیاز است یا خیر- عضلات «یادگیری» تقویت خواهد شد؛ چیزی که فوق‌العاده ارزشمند است.

⇐خلاصه کلام اینکه آماده‌سازی افراد برای تغییر، وظیفه‌ای نیست که تنها بر عهده دانشگاه‌ها باشد. رهبران در سازمان‌های امروزی، وظیفه دارند افرادی «یادگیرنده» را استخدام نمایند و به هر طریقی «روحیه یادگیری» را در کارمندانشان تقویت نمایند.
منبع: https://hbr.org/2016/03/to-stay-relevant-your-company-and-employees-must-keep-learning

بیست و هشت اشتباه نویسندگان؛ معرفی و خلاصه‌ای از یک کتاب

بیست و هشت اشتباه نویسندگان؛ معرفی و خلاصه‌ای از یک کتاب

کتاب « ۲۸اشتباه‌‌ نویسندگان» توسط خانم جودی دلتون به نگارش در آمده است. نویسنده در این کتاب دلایل ناکامی نویسندگان را با بیان مثال و تشریحی روان‌شناسانه، به شکل پیشنهاداتی برای بهتر نوشتن، به خواننده تفهیم کرده است.
مهم‌ترین مسئله که خانم دلتون در ابتدا به آن اشاره می‌کند، نبود مهارت در نویسندگی است.بعضی از نویسندگان با نوشتن چند خطی و با استفاده از کلمات آن‌چنانی، به اشتباه به این باور می‌رسند که نویسنده‌ای بی بدیل هستند و این دقیقاً بزرگترین ومهم‌ترین اشتباه است.آنها به استعداد اعتقاد دارند ولی به مهارت نه.
درنهایت اینکه وقتی شما با آگاهی از شیوه‌های صحیح نگارش و ترکیب مهارت واستعداد، شروع به نوشتن می‌کنید، می‌توانید از اثر خود لذت ببرید.
خلاصه‌ای از کتاب « ۲۸اشتباه‌‌ نویسندگان»

ادامه مطلب

چرا افراد موفق هرگز تلفن همراه هوشمند را با خود به جلسات نمی‌آورند؟

چرا افراد موفق هرگز تلفن همراه هوشمند را با خود به جلسات نمی‌آورند؟

تلفن‌های همراه هوشمند، همه را دیوانه می‌کنند!
هیچ کاری بدتر از بیرون آوردن تلفن همراه هوشمند آن هم وسط یک جلسه نیست… ارسال/دریافت پیام، و یا یک نگاه به تلفن‌تان می‌تواند طرف مقابل را سرد و ناامید کند!
یافته های تحقیق محققان مدرسه کار و کسب مارشال دانشگاه یو اس سی از ۵۵۴ متخصص تمام وقت با در آمد ۳۰ هزار دلار به بالا و شاغل در شرکت‌های دارای حداقل ۵۰ نفر پرسنل، حاکی از آن است که:
✅۸۶ درصد فکر می‌کنند پاسخ دادن به تلفن حین جلسات کار نادرستی است.
✅۸۴ درصد فکر می‌کنند نوشتن پیامک و یا ایمیل حین جلسات کار نادرستی است.
✅۶۶ درصد فکر می‌کنند نوشتن پیامک و یا ایمیل حتی در ناهار کاری هم کار نادرستی است.
♦️پس هرچه درآمد بیشتر می‌شود، میزان استفاده از تلفن همراه هوشمند (در جلسات) هم کمتر می‌شود!
چرا آدم‌ها به این می‌رسند که استفاده از تلفن هوشمند در جلسات کار نادرستی است؟
وقتی تلفن‌تان را در یک جلسه بیرون می‌آورید، این نشان دهنده موارد ذیل است:

ادامه مطلب

گام‌های مدل اجرایی پیاده‌سازی مدیریت دانش کدام است؟

گام‌های مدل اجرایی پیاده‌سازی مدیریت دانش کدام است؟

مدل‌های متنوعی برای پیاده‌سازی مدیریت دانش وجود دارد. یکی از این مدل‌های اجرایی مدیریت دانش، مدلی است که توسط پروبست (۱۹۹۷) به نام مدل سنگ بنا (پایه‌های) ساختمان مدیریت دانش نام‌گذاری شده است. باتوجه به جنبه‌های عملی و کاربردی‌تر این مدل، به عنوان مدل نسبتاً کاملی که نکات مثبت همه مدل‌ها را تقریباً دربر می‌گیرد، مورد توجه بیشتر قرار گرفته است. طراحان این مدل، مدیریت دانش را به صورت سیکل دینامیکی می‌بینند که در چرخش دائم است. مراحل این مدل، شامل هشت بخش است که در دو چرخه‌ی درونی و بیرونی جای گرفته است.

  •    چرخه درونی: شامل مراحل کشف (شناسایی)، کسب، توسعه، تسهیم، نگهداری و استفاده (بهره‌برداری) از دانش، است.
  •    چرخه بیرونی: شامل اهداف دانش و ارزیابی آن است که چرخه مدیریت دانش را مشخص می‌نماید.

    مدل اجرایی مدیریت دانش
    مدل اجرایی مدیریت دانش

در اسفند ۹۴  در چندین برنامه‌ی آموزشی از سلسله برنامه‌های مدیریت برتر در رادیو اقتصاد درباره‌ی مدیریت دانش صحبت کردم.

موضوع سومین برنامه، مدل اجرای مدیریت دانش بود که در آن هر یک از گام‌های مدل پایه‌های ساختمان مدیریت دانش (مدل پروبست) را توضیح دادم.

فایل این برنامه‌ی رادیویی را در این وبسایت از پیوند زیر بشنوید:

مدل اجرایی مدیریت دانش

مطالب بیشتر درباره مدیریت دانش را اینجا بخوانید و بشنوید.