گُزیده کتاب “روان‌شناسی خلاقیت” نوشته “ماکسول مالتز”

گُزیده کتاب “روان‌شناسی خلاقیت” نوشته “ماکسول مالتز”

فراهم آوردن یک زندگی پر‌معنا، الزام و مسئولیتی است که در قبال خویش داریم و خوشبختانه این مهم در حیطه‌ی امکان ماست وبا این حال، رسیدن به خوشبختی برای خیلی‌ها در حکم یک غیرممکن شده است؛ انگار در میان انبوه اتومبیل‌ها در ترافیک سنگینی گرفتار آمده‌ایم، موتور اتومبیل‌مان کار می‌کند، اما حرکتی در کار نیست. جمع کثیری از مردم در انکار خوشبختی حرف می‌زنند، برای بسیاری بیشتر زندگی جذابیتش را از دست داده و روزگار بی‌معنا و بی‌مفهوم شده است. چرا چنین است؟

چرا مردم تسلیم می‌شوند؟ چرا مأیوس می‌شوند؟ آن‌چه در این کتاب می‌خوانید رسیدن به تصویر ذهنی قدرتمند درباره‌ی خود است…

تفکر منفی مخرب است و می‌تواند شما را به نومیدی سوق دهد، باید احساس کنید که انسانی ارزشمند هستید زیرا تصویری که هر کس از خود دارد و به‌عبارتی، آن‌طور که خود را می‌بیند، روی قضاوتی که از خویش و از دنیایش دارد تأثیر می‌گذارد. برای رسیدن به خلاقیت باید فعالیت خود را دو چندان کنید و واقع گرا باشید…

برای دانلود فایل PDF گُزیده کتاب “روان‌شناسی خلاقیت” نوشته “ماکسول مالتز” این‌جا را کلیک فرمایید.

خلاصه شده توسط: مریم شاهرخی برای وبسایت:  www.Gaeeni.com

به کانال تلگرام افق روشن/ حسین گایینی وارد شوید.

معرفی یک کتاب: نیروی همدلی

معرفی یک کتاب: نیروی همدلی

 همدلی، سبکی تربیتی نیست. کاری است که به طور معمول و ناخودآکاه درمواجهه با دوستان، خواهر و برادران و یا همسرمان به خصوص وقتی با مشکلی مواجهه هستند انجام می‌دهیم، سعی می‌کنیم خود را در موقعیت آن‌ها بگذاریم تا مشکل‌شان را بفهمیم و همراهی‌شان کنیم.

کتاب «نیروی همدلی» نوشته‌ی: کارین دی هال، ملیسا کوک که نویسنده و مترجم خوب کشورمان محبوبه موسوی آن را به فارسی ترجمه کرده است به موضوع «همدلی» نگاه تازه‌ای دارد. این کتاب به ما می‌گوید به کودک، به عنوان انسانی با تمام خواسته‌ها و احساسات متناقض و گاه از نظر ما نادرست نگاه کنیم. کودک شکل مینیاتوری شده ماست، چه از نظر احساسات و افکار و چه از نظر قد و قامت و بنابراین به همان نسبت حساس‌تر و شکننده‌تر است. با آموخته‌های این کتاب می‌توانیم دمی از دنیای بزرگسالی چشم بپوشیم و خود را در موقعیت کودک قرار دهیم بدون اینکه زیر سلطه او رویم. برای اینکه چنین اتفاقی برای ما نیفتد همواره باید به یاد داشته باشیم که ما با کودک سروکار داریم و مراحل سنی و رشد او را در نظر بگیریم.

این کتاب درباره سازگاری رابطه والدین با فرزندان است تا در ایفای نقش خود، والدین شایسته‌ای باشند.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

“برای استفاده از مهارت ذهن‌آگاهی، باید به تجربه‌ی خود دقت کنید. این آگاهی از گسترش درک شما از مشاهدات، افکار و احساساتتان ناشی می‌شود، چیزی که به جهان خارج و تجربه‌ی درونی شما مربوط است. ذهن‌آگاهی به شما اجازه می‌دهد آنچه را که واقعاً واقعی است، ببینید و آن را از توهمات، افکار مخرب و هیجانات جدا کنید…”

فایل کامل PDF این کتاب را از اینجا دانلود و مطالعه فرمایید.

گُزیده کتاب “نیمه تاریک وجود” نوشته “دبی فورد”

گُزیده کتاب “نیمه تاریک وجود” نوشته “دبی فورد”

نیمه‌ی تاریک وجود، کتابی‌ست درباره‌ی سفر به درون ترس‌ها، که توسط خانم دبی فورد به نگارش درآمده است. دونالد والش در مقدمه‌ی این کتاب می‌گوید: «اگر پیش‌تر با این کتاب و درک و خرد دبی فورد آشنا شده بودم، راه بسیار کوتاه‌تری پیش رو داشتم.» خودِ نویسنده‌ هم هدف اصلی کتاب را در آغوش کشیدن موضوعاتی که از آن بیزاریم، می‌داند.

نیمه‌ی پنهان وجود ما، از ترس دزدیده شدن، در درون  سایه پنهان می‌شود و ما را در باور آن‌چه نیستیم غرق می‌کند، افسانه‌هایی که درباره‌ی خود می‌سازیم و به آن پر و بال می‌دهیم. به جای پنهان کردنش باید آن جنبه‌ای که از آن وحشت داریم را بپذیریم و بدانیم که به ما تعلق دارد. همانگونه که لازاریس آموزگار معنوی می‌گوید: راه حل در سایه نهفته است؛ سایه، راز تغییر و دگرگونی را دربردارد، تحولی که می‌تواند در سطح سلولی اثر گذارد وDNA  راتغییر دهد.

سایه، شخصیت اصلی ماست. ما با پذیرفتن این موضوع تمام زوایای تاریک و روشن خود را درمی‌یابیم و با آگاهی از حقایق، اعمال‌مان را آزادانه انتخاب می‌کنیم. احساسات سرکوب شده، زیان‌بخش هستند و در مواقع نامطلوب، بیرون جهیده و ما را درمانده می‌کنند، در نتیجه باید هنگام آشتی با سایه، احساسات‌مان را موشکافی کرده و آن را در آغوش بگیریم. زیرا همه با احساسی سلامت به دنیا آمده‌اند و احساس عشق به گفته‌ی دونالد والش، کامل‌ترین حس و به رنگ سفید است که همه‌ی رنگ‌ها را دربردارد.

این نگرش مارا به سمت دیدگاه انقلابی درباره‌ی ارتباط بین جهان درون و بیرون سوق می‌دهد که می‌گوید هر چیزی در هستی، به هر شکلی، دارای شعور کل است و بدون ارتباط نیستند و جهان کوچک ما جهان بزرگ را دربردارد و منعکس می‌کند. استاتیسلاوگراف، پژوهشگر آگاهی، می‌گوید: در صورتی که این دیدگاه درست باشد، یکایک ما این توانایی را خواهیم داشت که بی‌درنگ به تک‌تک وجوه هستی دست یابیم، آن‌ها را تجربه کنیم واز مرز توانایی‌های حواس فراتر رویم. هر گاه احساسی را سرکوب کنیم، قطب مخالف آن‌ را نیز سرکوب می‌نماییم و با نفی زشتی‌های خود از زیبایی‌هایمان می‌کاهیم، ولی وقتی با همه‌ی جنبه‌های شخصیتی، هر چند متضاد، آشتی کنیم، به تمام وجوه خود اجازه‌ی «بودن » دهیم و با آزادی و استقلال دست از داوری خود بکشیم. این را بدانیم که اگر مالک چیزی نشوی ، آن چیز مالک تو می‌شود، با دوست داشتن جنبه‌های منفی خود، ناخودآگاه از آن‌ها در مسیر درست استفاده می‌کنیم. یونگ می‌گوید: شخص با تجسم اَشکال نورانی به روشنایی دست نمی‌یابد؛ بلکه با آگاه شدن به تاریکی به روشنایی می‌رسد.

سایه، چهره‌ی گوناگونی دارد مثل ترسو، خشمگین، حسود و… اما با مقاومت در برابرشان، این‌ها در ما جان می‌گیرند و از احساس ارزشمند بودن‌مان می‌کاهند زیرا انرژی زیادی برای پنهان نگه‌داشتن‌شان صرف می‌کنند. اولین نکته در روبرو نشدن با سایه، ترس است. همه‌ی ما در پی نوریم اما، این بدون شناخت تاریکی و با ترس از تاریکی میّسر نیست. راه جدایی از این ترس، پذیرفتن وجود الهی‌مان با همه‌ی چیز‌های مثبت و منفی‌ست. همه چیز وجودمان را با همه‌ی خصوصیاتش بپذیریم و برای شناخت زوایای تاریک (پنهان) شخصیتی‌مان جلو برویم. به خود نگوییم عصبانی نباش، بدجنس نباش و… زیرا پیام «نباش» در عمق وجود ما نقش می‌بندد و فکر می‌کنیم برای خوشبختی باید آنچه که هستیم، نباشیم. در حالی‌که «نباش»ها ما را از درک خوشبختی‌های موجود در زندگی‌مان غافل می‌کند و بی‌جهت در پی مسائل حاشیه‌ای، خوشبختی رویایی می‌فرستد.

ادامه مطلب

گزیده کتاب «راز سایه» نوشته «دبی فورد»

گزیده کتاب «راز سایه» نوشته «دبی فورد»

کتاب «راز سایه» نوشته‌ی خانم «دبی فورد» به ما می‌آموزد که چگونه از ناکامی‌ها وتفکرات مأیوس‌کننده‌ی پس از آن خارج شویم و به جهان حقیقی خود -آنچه شایسته‌اش هستیم- دست پیدا کنیم.

همه‌ی ما از آغاز تولد می‌دانستیم که موجودی توانمندیم و از ترس دزدیده شدن این موهبت، نقابی زدیم و برای خود داستانی ساختیم –غیر از آنچه هستیم- تا به خیال خود از آن محافظت کنیم. اما این نقاب، از آنِ ما و خود حقیقیِ ما نبوده و واقعیت این‌ست که هیچ انسانی با نقاب راه به جایی نمی‌برد.

از آن پس احساس گم‌گشتگی، تنهایی وهراس بر ما غلبه کرد و این ترس، شجاعت خروج از داستانِ ساختگی‌مان را از ما گرفت. داستان‌ها حقایق عمیق زندگی ما را پوشاند و مارا در توهّم خود‌انگاره‌ی‌مان- موجودی که نیستیم ولی به دنبالش می‌رویم- غرق کرد.

راز بسیار مهمی در سایه‌ی داستان ما پنهان است که با کشف آن به شگفتیِ بی‌نظیری درباره‌ی خلقت‌مان خواهیم رسید. ترکیب ما از رویداد‌های زندگی‌مان تشکیل شده، رویداد‌هایی که هر کدام موهبتی برای بهتر شدن است. اما نکته‌ی غم‌بار این ا‌ست که انسان گاهی به دنبال راه‌های ساده است و به جای کشف راز بزرگ ناکامی‌ها، از آن‌ها داستانی برای نشان دادن مظلومیت می‌سازد.

ما به داستان‌مان می‌چسبیم تا تغییر نکنیم و دو نکته‌ی مهم در تغییر نکردن وجود دارد، یکی ترس از تغییر و دیگری، مقاومت در برابر آن است. البته مقاومت در برابر آنچه موجود است، نتایج بدی دارد، زیرا درون ما را به هم می‌ریزد  وآن موضوع را بزرگتر می‌کند.

در مرحله‌ی اول، برای کنار گذاشتن ترس، باید عواطف‌مان را تلطیف کرده و توقعات‌مان را رها کنیم…

در سایه‌ی داستانمان راز بزرگی نهفته است که کلید گشایش و آگاهی از مسائل دنیا و درنتیجه عظمت وجود خودمان است. پس از کشف درون، آن را به نمایش بگذارید و آماده‌ی نشنیده شدن هم باشید. زیرا خیلی از انسان‌ها هنوز با حقیقت وجودی خود بیگانه‌اند و شما مسئول هستید که در مقابل این اتفاق ناامید نشده، با خود مهربان باشید و هدیه‌ی باارزشتان را به جهان عرضه کنید.

خلاصه شده توسط: مریم شاهرخی برای وبسایت: www.Gaeeni.com

فایل کامل PDF خلاصه کتاب راز سایه را از اینجا دانلود نمایید.

بیست و هشت اشتباه نویسندگان؛ معرفی و خلاصه‌ای از یک کتاب

بیست و هشت اشتباه نویسندگان؛ معرفی و خلاصه‌ای از یک کتاب

کتاب « ۲۸اشتباه‌‌ نویسندگان» توسط خانم جودی دلتون به نگارش در آمده است. نویسنده در این کتاب دلایل ناکامی نویسندگان را با بیان مثال و تشریحی روان‌شناسانه، به شکل پیشنهاداتی برای بهتر نوشتن، به خواننده تفهیم کرده است.
مهم‌ترین مسئله که خانم دلتون در ابتدا به آن اشاره می‌کند، نبود مهارت در نویسندگی است.بعضی از نویسندگان با نوشتن چند خطی و با استفاده از کلمات آن‌چنانی، به اشتباه به این باور می‌رسند که نویسنده‌ای بی بدیل هستند و این دقیقاً بزرگترین ومهم‌ترین اشتباه است.آنها به استعداد اعتقاد دارند ولی به مهارت نه.
درنهایت اینکه وقتی شما با آگاهی از شیوه‌های صحیح نگارش و ترکیب مهارت واستعداد، شروع به نوشتن می‌کنید، می‌توانید از اثر خود لذت ببرید.
خلاصه‌ای از کتاب « ۲۸اشتباه‌‌ نویسندگان»

ادامه مطلب

معرفی یک کتاب: جامعه‌شناسی خودمانی

معرفی یک کتاب: جامعه‌شناسی خودمانی

جامعه شناسی خودمانی (چرا درمانده‌ایم؟) …نوشته‌ی حسن نراقی

حسن نراقی در این کتاب به شکلی صادقانه مشکلات اجتماعی ما را بازگو کرده که اگر باخودمان رو راست باشیم، آشكارا در رفتارهای روزمره و ناخودآگاه‌مان این مشکلات را می‌بینیم.

نويسنده در مقدمه يادآور می‌شود كه:

«من تمامی سعی خود را در این نوشته‌ها صرف نشان دادن علایم این امراض خواهم نمود؛ اما ادعای معالجه آن را هم ندارم. چه باور دارم که اگر به وجود بیماری در جامعه‌مان اعتقاد پیدا کردیم تک تک خودمان برای خودمان طبیبان بسیار حاذقی خواهیم بود»…حسن نراقی در مقدمه کتاب دیگرش می‌گوید: «من در کتاب جامعه شناسی خودمانی مطلب تازه‌ای را نگفته بودم که خواننده به گوشش نخورده باشد و یا آن را نداند و با آن بیگانه باشد. من فقط تصاویر قطعه قطعه شده اجتماعی را درست مثل بازی پازل به گونه‌ای پهلوی هم قراردادم که تصویر کلی بتواند خودش را راحت‌تر نشان دهد»

در مقدمه‌ی کتاب هم چنین از قول نویسنده می‌خوانیم: «نکته‌ای را که در مورد آن کم گفته‌اند و من می‌خواهم روی آن تأکید بیشتری بکنم، این است که سهم نخبگان ما را، رهبران فکریمان را، رهبران سیاسیمان را، شعرا و نویسندگان‌مان را، سهم اینها را، و بالاتر از همه سهم خودمان را در این معماری سرنوشتمان از آنچه که بوده و هست به مراتب کمتر نشان داده‌اند و بر روی آن کمتر بحث کرده‌اند.

صادقانه با خود بیندیشیم که ما چگونه ما شدیم؟ و اصلا چرا رویمان نشود؟ واقعا قبل از این سوال، یک تعریفی هم از «ما» بکنیم که این «مایی» که از آن صحبت می‌­کنیم، چگونه مایی است؟

ادامه مطلب

چگونه می‌توانیم تفکر انتقادی را در خودمان تقویت کنیم؟ + معرفی یک کتاب به همراه فایل الکترونیکی

چگونه می‌توانیم تفکر انتقادی را در خودمان تقویت کنیم؟ + معرفی یک کتاب به همراه فایل الکترونیکی

تفکر انتقادی یکی از مهم‌ترین مهارت‌های نرم است. تفکر انتقادی، تفکری است بر مبنای تحلیل و ارزیابی؛ و در جست‌وجوی شواهد، دلایل و مدارک برای رسیدن به نتیجه‌، تصمیم و اقدام است. تفکر انتقادی در همه‌ی شرایط و موقعیت‌ها به کارمان می‌آید و همه‌ی ما برای موفقیت در جنبه‌های مختلف زندگی نیازمند تقویت این مهارت هستیم. در این نوشته چکیده‌ای از کتاب “ورزیدگی در تفکر انتقادی” نوشته‌ی لارن استارکی را مرور می‌کنیم و در انتها فایل الکترونیکی این کتاب هم در اختیار همراهان عزیز قرار می‌گیرد.

این کتاب شامل بخش‌های زیر است:

۱. شناخت مسئله

نخست یاد می‌گیریم که قدم اول در حل مسئله، شناسایی موقعیتی است که نیاز به راه‌حل دارد. گاهی ما مسئله را بر اساس مشاهدات خودمان تشخیص می‌دهیم، اما بعضی وقت‌ها دیگران در مقابل ما مسئله‌ای را می‌گذارند.

ما باید اولویت‌بندی کنیم:

آیا مسئله نیاز به توجه‌ فوری دارد، یا می‌توان به مسئله‌ی دیگری پرداخت؟

اگر بیش از یک مسئله یا مشکل داشتیم، کدام مسئله مهم‌تر از دیگران است و باید اول از همه به آن پرداخت؟

۲. تعریف مسئله

این بخش در توضیح این موضوع است که چگونه مسئله‌هایی را تشخیص دهیم و از درگیری با آنها پرهیز کنیم که کاذب هستند و در واقع مسئله‌ی واقعی نیستند.

بعد از تعریف‌کردن مسئله‌ی واقعی، نوبت به گردآوری اطلاعات و بررسی دقیق مسئله‌ی کلان می‌رسد. مسئله‌ی کلان، مسئله‌ای است که شامل چند مسئله‌ی خرد و کوچک است. ما نباید گول شاخ و برگ مسئله‌ی کلان را بخوریم یا آنها را مسئله‌ی واقعی بدانیم. نداشتن پیش‌فرض و مستقیما فکرکردن درباره‌ی موقعیتِ مسئله‌خیز، می‌تواند به ما در این راستا کمک کند.

۳. مشاهده‌ی هدفمند

در این بخش یاد می‌گیریم که چگونه تصمیم‌گیری کارآمدتری داشته باشیم و با استفاده از مشاهده‌ی هدفمند، مسایل را حل کنیم.

ما با افزایش آگاهی، تمرکزکردن، و کل‌نگری می‌توانیم مشاهدات خود را هدفمند کنیم. ما باید کلیت موقعیت مسئله‌خیز را مشاهده کنیم، و نه بخش‌های کوچک و خردش را.

۴. سازمان‌دهنده‌های تصویری و فوران ایده‌ها

ما در این بخش با نقشه‌های مفهومی و شبکه‌ها و دیاگرام‌های ون و جدول‌ها و خلاصه‌نویسی آشنا می‌شویم و یاد می‌گیریم که چگونه از آنها استفاده کنیم و فکرمان را سامان دهیم تا به حل مسئله برسیم.

سازمان‌دهنده‌های تصویری شامل متن و تصویر است و با آنها می‌توان اطلاعات زیادی را منظم و دسته‌بندی کرد. آنها می‌توانند به ما نشان دهند که چه‌چیزهایی را می‌دانیم و چه‌چیزهایی را باید بدانیم.

۵. تعیین هدف ادامه مطلب

سیستم‌ ذهن انسان برای اندیشیدن چگونه کار می‌کند؟

سیستم‌ ذهن انسان برای اندیشیدن چگونه کار می‌کند؟

چگونه ذهن انسان به اتخاذ تصمیم می‌رسد؟ چه عواملی سبب می‌شود که تصمیم‌ها اشتباه درآید و یا اینکه ما اصولاً نسبت به اتخاذ تصمیم اشتباه خود نیز بی‌خبر باشیم؟ دانیل کاهنمن، روان‌شناسی که در سال ۲۰۰۲ برنده جایزه نوبل علوم اقتصادی شد، طی ده‌ها سال تحقیق عملی پیرامون مراحل ادراک و تشخیص دنیای بیرونی توسط ذهن انسان، به نتایجی  دست یافت که در مقالات و کتاب‌های متعدد منتشر شد. وی چند سال پیش کتابی منتشر کرد که در آن به زبان ساده نتایج این تحقیقات را ارائه کرده است. نام این کتاب “اندیشیدن: سریع و آهسته” است که در نوامبر ۲۰۱۱ منتشر شد. این کتاب با توجه به روش تحقیق و کنکاش درزمینه تصمیم‌گیری و مراحلی که ذهن انسان در این مورد طی می‌کند و مثال‌ها و مواردی که مطرح می‌شود به کتابی بس خواندنی و جالب تبدیل شده است.

بر اساس کارکردهای شناختی، کاهنمن  ذهن انسان را دارای دو سیستم می‌داند. این دو سیستم ذهن انسان را کاهنمن سیستم یک و سیستم دو می‌نامد.

سیستم اولی آن سیستمی است که کارش پاسخگویی و ارائه نتایج و دستمایه‌های سریع و ظاهراٌ بدون تأمل و فاقد چکش‌کاری و درنتیجه گزاره‌هایی است که دایماً مغز انسان تولید می‌کند. این نوع دستمایه‌ها را در اصطلاح متعارف برداشت‌های ذهنی می‌نامیم. از طرفی کار سیستم دو؛ سنجش، ارزیابی، نقادی و تفکر شدیدتر و پرمایه‌تر و استنتاج منطقی و عقلایی از دستمایه‌های ذهن است. کار سیستم دو آهسته، کند، پرزحمت و مستلزم صرف انرژی است.

محور اصلی کتاب دوگانگی میان این دو حالت اندیشه است: سیستم دو آهسته‌تر، خودخواسته‌تر و منطقی‌تر است، در حالی که سیستم یک سریع، غریزی و احساسی است. این کتاب ترسیم سویه‌گیری‌های شناختی در ارتباط با هر نوع تفکر است که با پژوهش‌های خود کاهنمن درباره نفرت از باخت آغاز می‌شود و با پشتوانه چند دهه پژوهش‌های دانشگاهی، نشان می‌دهد که افراد، با تغییر چارچوب پرسش و جایگزین کردن پرسش‌های ساده‌تر، در حقیقت به قضاوت‌های انسانی اهمیتی بیش از حد می‌دهند. کاهنمن، با شرح کارکرد دو سیستم، تلاش می‌کند نشان دهد که چه وقت می‌توانیم در تصمیم‌گیری‌های مربوط به زندگی و تجارت به بینش و شهودیات خود اطمینان کنیم و چه زمانی از آن بپرهیزیم و با شناخت سویه‌گیری‌های ذهنی چگونه می‌توانیم از اشتباهات اجتناب کنیم.

این کتاب برنده جایزه بهترین کتاب آکادمی ملی علوم و جایزه کتاب لس‌آنجلس تایمز و برگزیده منتقدان کتاب نیویورک تایمز به عنوان یکی از ده کتاب سال ۲۰۱۱ شناخته شده است.

تلاش کرده‌ام گزیده‌ای از مطالب این کتاب را در یک فایل به همراهان گرامی ارایه نمایم. این کتاب علاوه براین‌که برای متخصصان رشته‌های مدیریت، جامعه‌شناسی، اقتصاد و علوم سیاسی نکات تازه و قابل استفاده‌ای در بردارد، برای عموم خوانندگان نیز مفید است و نشان می‌دهد در دهه‌های اخیر تحقیقات روان‌شناسی تا چه اندازه دستاوردهای قابل‌ تحسین و سود بخشی را ارائه کرده است.

گزیده کتاب “اندیشیدن: سریع و آهسته” را ار اینحا دانلود کنید.

 

پیشرفت شغلی در جهان مسطح از کدام مسیر می‌گذرد؟

در روزهای آغازین سال ۹۵ قرار داريم و تنها ۶ سال ديگر به آغاز سده‌ی ۱۴۰۰ باقی است. سده‌اي که پيش‌بيني مي‌شود در آن شاهد تغييرات بسياري در شيوه‌ي کار و زندگي باشيم.
در طول دهه‌ي گذشته فن‌آوری اطلاعات و پديده‌هاي آن مانند شبکه‌هاي اجتماعي، ارتباطات همراه، بانک‌هاي اطلاعاتي گسترده و چند جانبه، پردازش‌هاي ابري و… که در اختيار ما قرار گرفته، موجب دگرديسي اين جهان به جهاني يک‌دست گرديده است که در آن بيش از هر زمان ديگري همه‌ي چيزها با همه‌ي افراد پيوند خورده‌اند: يک جهان مسطح!
اما در اين جهان مسطح، وضعيت مشاغل چگونه است؟
انتظار می‌رود در اين شرايط، دسترسي کارفرمايان و افراد جوياي کار به يکديگر ساده‌تر از قبل فراهم شود و رقابت‌ها هم در زمينه‌ي کسب شغل‌هاي جديد و هم در مورد جذب کارکنان مستعد، بيش از گذشته و اين بار در سطح جهاني به‌وجود آید.
البته بايد هشيار بود که اوضاع به اين بدي هم نمي‌ماند و سخت‌تر هم مي‌شود! زيرا افراد بايد در آينده علاوه بر رقابت در سطح جهاني، با ماشين‌ها و روبوت‌ها که هر روز هوشمندتر مي شوند نيز رقابت کنند.
در جهان آن‌سوي ۱۴۰۰ کارفرمايان بيش از هر وقت ديگر به استفاده از سيستم‌هاي هوشمند و روبوت‌ها و جايگزيني سريع کارکنان روي خواهند آورد و ادامه مطلب